در حین عملیات کربلای6 خبر شهادت حاج قاسم را شنیدم/ شجاعت و بردباری مهمترین خصوصیت اخلاقی سردار شهید میرحسینی بود

در حین عملیات کربلای6 خبر شهادت حاج قاسم را شنیدم/ شجاعت و بردباری مهمترین خصوصیت اخلاقی سردار شهید میرحسینی بود

۰۳ مهر, ۱۳۹۶ /  195     

برادر سردارشهید حاج قاسم میرحسینی گفت حاج قاسم فردی فعال، صبور، بردبار بود و در برابر سختی ها تحمل بسیار زیادی داشت به گونه ای که بصیرت و آگاهی و...

برادر سردارشهید حاج قاسم میرحسینی گفت: حاج قاسم فردی فعال، صبور، بردبار بود و در برابر سختی ها تحمل بسیار زیادی داشت به گونه ای که بصیرت و آگاهی و برخورداری از ایمان قوی موجب شد تا این شخصیت انقلابی به یک اسطوره تبدیل شود.

به گزارش

عصرهامون،

سه برادر بودند حاج غلامحسن، حاج قاسم و حاج موسی میرحسینی با هم عهد و پیمان بسته بودند تا برای دفاع از اسلام ناب محمدی و حفظ ارزش ها و آرمان های انقلابی در این مسیر گام بردارند و به مقابله با دشمنان درکنار سایر همرزمانشان در میدان جنگ حق علیه باطل ایستادگی و مبارزه کنند تا در پیروزی بزرگ انقلاب اسلامی سهیم باشند. اگر چه در دوران هشت سال دفاع مقدس و پس از آن هم هنوز جوانانی از سر شوق و علاقه زیاد به امام و میهن خود راهی نبرد حق علیه باطل می شوند و با اخلاص در عمل هرآنچه دارند را برای این انقلاب نثار می کنند اما در میان خیل عظیم شهدای این استان پهناور، سردار و سپهدار این شهیدان حاج قاسم میرحسینی قائم مقام لشکر۴۱همیشه پیروز ثارالله از جایگاهی خاص برخوردار است به گونه ‌ای که فرماندهی معظم کل قوا و مقام معظم رهبری در تجلیل از این شهید بزرگوار فرمودند "شهید حاج قاسم میرحسینی که از سرداران لشکر41 ‪ ثارالله می‌باشد، از آن شخصیتهای استثنایی و جالب است که من مردم سیستان را این گونه شناختم.

سردار شهید حاج قاسم میرحسینی پس از اخذ مدرک دیپلم به عضویت سپاه درآمد و در بخش‌های پذیرش و عملیات این نهاد مشغول به فعالیت شد، وی که دارای چهار برادر دیگر نیز می ‌باشد به همراه آنان برای گذراندن دوره آموزش فرماندهی به پادگان امام علی (ع) تهران اعزام و پس از گذراندن پنج ماه دوره آموزشی همزمان با عملیات بزرگ بیت‌المقدس به جبهه و شرکت در این عملیات اعزام شد بگونه ای که در سال۶۱نخست به عنوان مربی آموزشی و سپس فرماندهی گردان خدمت کرد.

حاج موسی میرحسینی برادر سردار شهید حاج قاسم و میرحسن در گفت وگو با خبرنگار عصرهامون به ویژگی های اخلاقی سردار شهید حاج قاسم اشاره کرد و گفت: وی فردی فعال، صبور، بردبار بود و در برابر سختی ها تحمل بسیار زیادی داشت به گونه ای که بصیرت و آگاهی و برخورداری از ایمان قوی موجب شد تا این شخصیت انقلابی به یک اسطوره تبدیل شود.

وی در تکمیل مطلب فوق با بیان اینکه ترش در دل حاج قاسم جایگاهی نداشت، افزود: همیشه تاکید می کرد خدا را در نظر بگیریم و برای رضای او گام برداریم.

وی با بیان اینکه حاج قاسم در سن 23 سالگی به درجه رفیع شهادت رسید، ادامه داد: در عملیات کربلای 6 منطقه سومار بودیم که خبر شهادتش را یکی از همرزمانم به اطلاعم رساند وبه من گفت به زاهدان برگرد آنجا وجودت بیشتر لازم است متوجه شدم که یکی از دوبرادرانم که در جبهه است به شهادت رسیده برای همین گفتم آمادگی شنیدن این خبر را دارم اگر اتفاقی افتاده بگو که هنگام حرکت به من گفت فکر می کنی کدام یک از  برادرانت به شهادت رسیده باشد گفتم میرحسن اما وقتی از باختران به منزل تماس گرفتم خبر شهادت حاج قاسم را شنیدم که در کربلای 5 به فیض شهادت رسیده است.

برادر شهید در ادامه خاطر نشان کرد: حالا هر وقت دلتنگ دو برادرم می شوم با یاد خدا آرام می گیرم.

وی بیان کرد: شهید میرحسینی در سال 62 ازدواج کرد و در تابستان 63 بعنوان مسئول طرح و عملیات لشکر41ثارالله منصوب و با شرکت در عملیات بدر به شدت مجروح شد. وی در سن22سالگی توفیق زیارت خانه خدا را یافته بود و پس از بازگشت از این سفر معنوی به عنوان قائم مقام لشکر41ثارالله معرفی شد.

 

حاج قاسم «مالک اشتر» سپاه اسلام بود

سردار قاسم سليمانی فرمانده نيروی قدس سپاه که در آن سال‌های طلايی، فرماندهی لشکر 41 ثارالله را برعهده داشت، شايد از همه بهتر قاسم را بشناسد. حاج قاسم، ماجرای شهادت همرزم عزيزش را اين طور وصف کرده است:

قاسم، بزرگ لشکر 41 ثارالله بود که همه ابعاد يک فرمانده اسلامي را با تعاريف اصيل آقا اميرالمؤمنين (ع) داشت.

در عمليات کربلای 4 بچه‌ها خيلی نگران ايشان بودند. شهيد ميرحسينی در هيچ عملياتی بدون زخم از صحنه خارج نشد. از تمام عمليات‌ها زخمی بر بدن داشت. به بچه‌ها گفته بود توی عمليات کربلای 4 نترسيد که من شهيد نمی شوم.

قبل از عمليات کربلای 5 شبی داخل سنگر نشسته بوديم و با هم صحبت می‌کرديم. گفت که تير به اين‌جای من خواهد خورد  و انگشتش را روی پيشانی‌اش گذاشت و همين طور هم شد.

بی‌سيم‌های لشکر ثارالله تا پايان جنگ، ديگر صدای دلنشين و ارزشمند و پرمعرفت ميرحسينی را نشنيدند. آن صدايی که برای همه بچه‌ها چه کرمانی، چه رفسنجانی، چه زرندی، چه سيرجانی، چه هرمزگانی و چه بلوچستانی اميدبخش، دلنواز و دوست‌داشتنی بود. آن صدا خاموش شد. البته نمی‌توانستم باور کنم. در مقطع اول هم بچه‌ها به من نگفتند و اين خبر را خيلی با احتياط به من دادند.

هيچ‌وقت خبر شهادت ايشان را از ياد نمی‌برم. من در دو سه عمليات واقعا از خدا می خواستم که پايان عمر من همين مقطع باشد. يکی همين عمليات کربلای 5 بود؛ خصوصا وقتی خبر شهادت شهيد ميرحسينی را شنيدم. احساس کردم لشکر ثارالله واقعا منهدم و منحل شد و از همه مهم‌تر فکر می‌کردم شهادت ايشان تأثير بسيار عميقی بر عدم موفقيت ما در عمليات کربلای 5 بگذارد.

هيچ خبری مانند اين خبر در لشکر ثارالله نمي‌توانست غم ايجاد کند. تا آن مقطع هيچ حادثه‌ای به اندازه خبر شهادت حاج قاسم برای بچه‌های لشکر ثارالله سخت نبود. حتی کسانی که در عمليات حضور داشتند و برادر يا پسرشان را از دست داده بودند عزادار شهيد ميرحسينی بودند.

اين‌ها گوشه‌ ناچيزی بود از وصف فرماندهی که به واقع نمونه زنده‌ای از مالک اشتر برای سپاه اسلام بود. هرچند نمی‌توان با اين قلم قاصر، وصف اين سردار نستوه را کرد اما شايد بهترين جمله را رهبر فرزانه انقلاب در توصيف شهيد ميرقاسم ميرحسينی گفته باشد: «سردار شهيد حاج قاسم ميرحسينی که از سرداران لشکر 41 ثارالله می‌باشد؛ در ميدان نبرد و در هنگام دفاع از آن شخصيت‌های استثنايی و جالب است که من مردم سيستان را اين گونه شناختم.»

به راستی که رمز موفقیت این شهید عالی مقام در ایمان قوی، توکل عملی، ترس از خدا و نترسیدن از غیر خدا بود و نه چیز دیگر؛ او افتخار هر سیستانی و بلوچستانی و هر ایرانی است .

انتهای پیام/

 

 


به نقل از:

نظر خود را با ما درمیان بگذارید:



بنر تبلیغاتی